مهرانیها
بالاترین قشر اشراف فرمانروایان ولایات بزرگ بودند که نامدارترین آنها که سابقه شان به دوران هخامنشی میرسد عبارتند از: خاندان مهران - اسپهبد - اسپندیاء وقارن.
از میان آنها خاندان مهرانی به طور مستمر و تا اواخر حکومت صفویه بر ولایات نیمه مستقل و خودگردان محال مغان و طالش حکومت کردند. حوزه حکومت مهرانیان، محال آستارا (قسمت شمالی طالش) سالیان، ما سللی - لنکران - جلیل آباد - ویلکیج - گرگانرود - آستارا (هشتپر) تا بیله سوار بوده است.
مذهب آنها زرتشتی بود آنها خود را از اخلاف پادشاهان ساسانی میدانستند. «نیای مهران نامی از خاندان شاهی و از خویشاوندان خسرو پادشاه ساسانی بوده و در نواحی آران از طرف پادشاه ساسانی حکومت داشته و پس از مهران فرزندان و نوادگان او در مناطقی از مغان و طالش همچنان از بزرگان منطقه بوده و بعد از تسلط اعراب در ایران ناچار فرمانبرداری و باج گذاری آنان را پذیرفتند و از این پس مهرانیها روی به ناتوانی گذاردند و سال به سال از رونق و شکوهشان کاسته شد.»[1]
در زمان ساسانیان دودمانی از خاندان مهرانی به جای دودمان اشکانی به حکومت کادوس و گرجستان انتخاب شد . از آن تاریخ خاندان مهرانی و اسپهبد افرادی به طور مستمر تا اواخر حکومت صفویه بر ولایات نیمه مستقل و خودگردان محال طالش و مغان حکومت کرده اند و در بخشی از منطقه کوهستانی و جنگلی طالش روزگار میگذراندند که هم اکنون نیز ظاهرا خانوادههایی از آنها به زندگی مشغولند.
در زمان نادرشاه دو نفر از مهرانیها به اسم قلیچ خان و عباسقلی خان راهنما و بلد راه قوای اعزامی نادر به طالش شدند . چنانکه در تاریخ طالش آمده هم آنها بودند که باعث کشتار تعدادی از زنان و مردان و غارت اموال و احشام و سرکوبی طالشیان شدند و به پاس همین عمل بود که نادرشاه به آنها لقب خانی اعطاء کرد و منطقه بزرگی از طالش را به تیول آنها قرار داد.
بعد از این تاریخ چند نفر از همین دودمان به اسامی شجاع الدین خان مهرانی و امیر اصلان خان مقر حکومت خود را در طالش قرار داده و با تحت فشار گذاردن و سرکوبی تالشیان مدام متعرض جان و مال و ناموس آنها شده و با قدرت به حکومت میپرداختند. به طوری که ظلم و بیدادگری آنان برای طالشان غیر قابل تحمل شده و مردم از جان سیر شده گرد هم آمده و یکباره به مقر مهرانیها حمله کرده و خانه هایشان را به آتش میکشند و خود و خانواده شان را به قتل میرسانند.
در زمان میر کاظم خان از نوادگان خانهای طالش سیف الملک فرزندش آخرین بازمانده مهرانیها را نیز که از طرف او به شدت در فشار قرار گرفته بودند به کلی از هستی ساقط و ناچار چند خانواده باقیمانده از نمین رانده شده و به سوها و نیارا و گرمه چشمه از دهکدههای ویلکیج که در نزدیک به جنگل است نقل مکان و تعدادی هم به اردبیل و سپس به تبریز و تهران کوچیدند. بر اساس تحقیقات انجام گرفته علاوه بر خانوادههای تعدادی از مهرانیها که در آن طرف مرز آستارا چای و خاک جمهوری آذربایجان زندگی میکنند چند خانواده نیز در روستای «لوندویل» و «چلوند» از حومه آستارا اقامت دارند.
حضور مهرانیها در نمین
در ابتدا گروههائی از طالشیان در این منطقه ساکن بودند که دارای خانههای روستایی و زندگی بر پایه کشاورزی و دامداری بودند. با ورود مهرانیها هسته اولیه شهر شکل گرفت و اطراف هسته شهر را که تقریبا به صورت قلعه درآمده بود با دیوارهای خشتی به عرض سه متر حصار کشی کردند. راستای این دیوار از کنار خانه صارم السلطنه گذشته و تا کوه گل گز و منزل سرهنگ پور ادامه یافته و شهر را دور زده است.
ورود مهرانیها به نمین و ساخت و ساز آنها در امتداد رودخانه که متناسب با خلق و خوی خود و شرایط حاکم بر منطقه قلعه ای در نزدیکی رودخانه احداث نموده و در کنار آن آتشکده ای میساختند که در جوار آنها سایر عناصر شهری همچون خانه ها، حمام، بازار و... شکل گرفت. آنان حکومت خود در منطقه را بر پایه ظلم و ستم بنا نمودند تا اینکه طالشیان ساکن در منطقه از ظلم و ستم آنها به تنگ آمده و به شهر حمله کردند و خانه هایشان را ویران ساخته و زن و فرزندشان را از دم تیغ گذراندند. شواهدی مبنی بر احداث اولین بنا توسط میر مصطفی خان طالشی در محل قلعه مهرانیان و تخریب و سوزانده شدن آن به امر فتحعلیشاه و سپس توسعه و تعمیرش به دست میر کاظم خان پسر میر مصطفی خان طالش پس از وصلت با شاهزاده فرخنده خانم و سکونت در نمین وجود دارد.[2] شاهزاده فرخنده خانم با مهریه خود مسجدی ساخت (مسجد جامع نمین) که به احتمال قوی در محل همان آتشکده مهرانیها باشد.